مشاعره با حرف م

میانِ خواب و بیداری شبی دیدم خیالِ او

از آن شب واله و حیران،نه در خوابم نه بیدارم.

#اوحدی_مراغه_ای

مشاعره با حرف ا

ای سفر کرده، دلم بیتو بفرسود،بیا
غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد
گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو
تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا
#اوحدی_مراغه_ای

مشاعره با حرف ب

باز آی، که از جـان اثری نیست مرا
مدهوشم و از خود خبری نیست مرا

خواهم که به جانب تو پرواز کنم
اما چه کنم  بال و پری نیست مرا

 هلالی جغتایی

مشاعره با حرف د

دل به سویش رفت و در هجران مرا تنها گذاشت

کار بر من مشکل و بر خویش آسان کرد و رفت...

 هلالی جغتایی

مشاعره با حرف ب

بیا که بر سر آنم که پیش پای تو میرم
ازین چه خوش ترم ای جان که من برای تو میرم

ز دست هجر تو جان می برم به حسرت روزی
که تو ز راه بیایی و من به پای تو میرم

بسوخت مردم بیگانه را به حالت من دل
چنین که پیش دل دیر آشنای تو میرم

ز پا فتادم و در سر هوای روی تو دارم
مرا بکشتی و من دست بر دعای تو میرم

بکن هر آنچه توانی جفا به سایه ی بی دل
مرا ز عشق تو این بس که در وفای تو میرم


هوشنگ ابتهاج

مشاعره با حرف س

سرم ای ماه
به دامان نوازش بگذار

تا در آغوش تو
سوز غزلی ساز کنم

 هوشنگ ابتهاج